X
تبلیغات
موسسه آموزش عالی شهاب دانش قم
نمایش مشکلات موجود در دانشکده شهاب دانش قم

سوالات لو رفته آزمون ورودی 91و به بعد دانشگاه شهاب دانش قم!!!

1- اگر شهریه ترم مهر را تیر ماه بگیریم یعنی دقیقا قبل از شروع ترم تابستانی ، شما حرفی برای گفتن دارید؟

1.غلط بکنیم

2.جای حرف باقی نگذاشتید

3.قابل نداره! میخاید شهریه تمام ترم های بعدی را هم  از بابام بگیرم بریزم حساب تون!!!!

3.اگه اینکار را بکنیم مدرکمون را از امیر کبیر می دن ؟!

2- دوست دارید مکان بعدی نماز خانه کجا باشد؟(راهنمایی:مکان فعلی نمازخانه دانشگاه پویش است)

1.می تونم فکر کنم!!!

2.دبستان خاتم الانبیا

3.داخل رود خانه پشت دانشگاه

4.این چه کاریه ، به نظرم شبستان حرم خیلی خوبه !تازه یه اردوی زیارتی هم محسوب میشه!!

3- چرا ما دوست داریم برنامه کلاسی و آموزشی دانشگاه را روی برد  طبقه چهار دانشگاه بزنیم؟

1.گور بابای دانشجو ، چه کاریه که یکی از کارمندهای ما خسته بشه و چهار طبقه پایین بیاد !!

2. بذارید همه دانشجو ها چهار طبقه بالا بیان ببینیمشون! ما تو آموزش خیالمون راحت باشه همه دانشجوها به سلامتی به دانشگاه رسیدن!

3.همان طور که میدانید ورزش و کوهپیمایی برای یادگیری و تمرکز دانشجو مفید است!!!

4.حالا بیاید بالا شاید به استاد ورزش گفتیم 0.25به نمره ورزش تون اضافه کنه !اونم شاید آخه ما اصلا بد قولی نمی کنیم!!

4- فکر می کنید در زمان امتحانات پایان ترم ، چه صدایی را از سالن امتحانات می شنوید؟

1.سکوت محض

2.گارگری که کمی آنطرف تر سوت بلبلی می زند!!

3.گارگری که بلند فریاد می زند : الله اکبر و یک رژه بیاد ماندنی را برای تمرکز امتحان شما اجرا می کند!!

4.سیس!! دانشجویان ساکت!! گارگران مشغول کارند!!

5-دوست دارید مکان رسیدگی به اعتراضات ، بعد از امتحانات پایان ترم کجا باشد؟

1.اگر منطقی جواب دهم می گوییم " خوب خوده دانشگاه دیگه "

2.حالا که کمی دقیق تر و حتی غیر منطقی فکر می کنم جز دانشگاه ، جایی مد نظرم نیست!!

3.میشه بعضی اوقات ، به استاد میل زد.

4.دانشگاه اميرکبير – ساختمان ابوريحان – طبقه هفتم – اتاق 707 ، ساعت 12 – 10!!!!!!!!

6- به نظر شما وضع سرویس های بهداشتی   (wبوش      ( c باید به چه صورتی باشد؟

1.هر نیم ساعت یکبار ، یک نظافت چی با یک تی، کف سرویس را تمیز می کند و هیچ کثیفی و نجاستی روی سرامیک ها دیده نمی شود به قسمی که عکس خود را  شفاف  روی سرامیک کف می بینید!

2.عکس خود را  کمی کدر می بینید!

3.عکس خود را  کلا کدر  می بینید!

4.عکس خود را  اصلا نمی بینید  که هیچ!!! زمین سرویس لجن زار است و به سرویس دانشگاه برازنده!!!

7- همانطور که شما به آزمون های سختی پاسخ می دهید و با این آزمون ها، فرت و فرت (ببخشید!!همان بدون هیچ حسابی )دانشجو پذیرش می کنیم حدس می زنید کلاس هایتان در چه محلی برگزار می شود؟

1.کلاس !! کلاسم کجا بود؟

2.داخل سلف انشالله!!!

3. حالا پول ها رو بریزید تو حساب ، ببینیم خدا چی میخاد!!

4.ما به این مشکل شما از قبل فکر کرده ایم ، ما نماز خانه و آمفی تئاتر دانشگاه را یک فضای پرت دانسته ایم

(بابا کدوم یک از این دانشجوها اهل نماز و قران هستند ، متاسفانه این حرف را یکی از مسولین به یکی از دانشجو ها در جواب به فرش کردن نماز خانه داده است!!!!!)ما نمازخانه را برای رفاه شما تیغه کردیم نه برای پول !!به جان خودم!!!!

لازم به ذکر است تمامی مطالب فوق درد و دل دانشجویانی است که با نظرات و ایمیل های خود مسرّانه از ذره بین  در خواست انتشار مشکلاتشان را داشتند ، امیدواریم این اطلاع رسانی زمینه هموار سازی مشکلات دانشکده را فراهم کندالبته با کمک خود مسولین !

ذره بین منتظر نکته نظرات شما دانشجویان می باشد،منتظرتان هستیم منتظرمان باشید!!

باتشکر-ذره بین

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 12:43  توسط ذره بین  | 

درد ودل(1)!!!

یادش بخیر رابطه ی استاد و دانشجوهای زمانهای قدیم!

بابام میگه ، ما که دانشجو بودیم رابطه مون با اساتید دانشگاه مون، مثل دو تا دوست بود وبس . از دوره ی دانشجویی ش برام تعریف مکنه ، از اون روز هایی که اگه یه روز استادشون مریض می شد بچه های کلاس یه دسته می شدند و می رفتن عیادت استادشون ، از روز هایی که استاد اسم همه ی دانشجو هارو بعلاوه شخصیت هرکدوم می شناخت و می دانست ؛و از روز هایی که اگر یه موقع دانشجو مریض بود و یا به هر علتی نمی اومد تو کلاس ، استاد متوجه می شدو سراغی از احوالات دانشجوش می پرسید . بابام از خیلی چیزهای دانشجویی برام تعریف می کنه ، کله قند داره تو دلم آب می شه ، چه  دوره ی دانشجویی قشنگی داشتنند، همین جور که بابام  داره از دوره ی دانشجویی ش برام تعریف می کنه یکدفعه دیدم صفحه خیالاتم داره موج موج میره و همه اطرافیانم دارن کدر و کدر تر میشن و صدای بابام داره ضعیف و ضعیف تر میشه!!!

آره ، مثل اینکه فلش بک زدم به گذشته ، می خواید ببینید چی می بینم ؟؟

تو راهرو دکه خودمون دارم بالا میام ، صدای دانشجو های دخترو پسربه  گوشم می رسه که دارن میگن سلام استاد ، سلام استاد .............صدای بچه ها منم جلب می کنه ، بر می گردم پشت سرم رو نگاه می کنم بله همه ی بچه ها دارن به یکی از استادهامون که مدیر گروه مون هم است سلام و احوال پرسی می کنند ، از سر ادب و احترام منم سلام دادم

من: سلام استاد

استاد: هیچ عکس العملی نشان نمی دهد

من: (باخودم زمزمه می کنم حتما صدای من را نشنیده است دوباره تکرار می کنم ) سلام استاد

استاد: هیچ عکس العملی نشان نمی دهد

من: با تعجب به رفتار استاد دوباره سلام می دهم اما ، متوجه شدم نه فقط جواب من را نمی دهد بلکه صدای دانشجو های اطرافش را نمی شنود.

صدای پدرم کمی قوی تر شد که به من می گفت :( مدیر گروه ، زحمات زیادی برای ما می کشید ،و باید به او دو چندان احترام گذاشت، او هم استاد و هم برنامه ریز است ) 

همون لحظه به خودم گفتم حتما درگیر کارهای دانشجو هاست و صدای ما را نمی شنود ، ولی وقتی چند باره به او می رسیدم پاسخ سلامم را نمی شنیدم واین عوامل دست در دست آن داد که من تصمیم گرفتم علت را جویا شوم.

سر کلاس استاد نشسته بودم ، چون این سوال ذهنم را درگیر کرده بود علت را جویا شدم ، استاد یک نیش خندی زد و گفت "نباید به دانشجو رو داد، و دانشجو برای نمره گرفتن سلام می ده و هزارتا دلیل آبکی و بی خود که حکایت از غرور و تکبر داشت" دلم شکست برای خودم ، دلم شکست برای کلاس ، دلم شکست برای دانشگاه ، برای جایگاه مدیر گروه و برای ارزش استادی ، مُردم و زنده شدم ولی لام تا کام نگفتم چون........

در همین فکر ها بودم که دیدم دوباره صفحه خیالاتم داره موج موج میره و همه اطرافیانم دارن کدر و کدر تر میشن و صدای بابام داره قوی و قوی تر میشه!!!

بابام دستی رو شونه هام گذاشت و پرسید آره؟ منم که غرق در خیالاتم بودمو هیچی از سوال پدرم متوجه نبودم گفتم چی؟

بابا: پسر حواست کجاست؟ می گم رابطه مدیرگروه شما هم مثل زمان ما اینقدر قوی و خوبه؟

من:خجالت کشیدم و مکثی کردم و از سر خجالت برای اینکه  برای پدرم از استاد همان تصویر قشنگ باقی مونده باشه به دروغ سری به نشانه تایید تکون دادمو گفتم "آره"

ذره بین از دانشجویانی که این فایل را فرستاده و ما را محرم  دانسته اند، تقدیر و تشکر را دارد .لازم به ذکر است دانشجویان نام مدیر گروه را برای ما ذکر کرده بودند ولی ذره بین با صلاحدید خود نام استاد را حذف کرده است.

ذره بین لازم می بیند از مدیر گروه ها و اساتید محترم که رفتار شایسته آنها نه برای دانشجو ها بلکه برای گروه آموزشی دانشگاه الگوست تقدیر و تشکر را به عمل بیاورد.

و به امید آنروز که این معدود افراد کل سیستم آموزشی  را زیر سوال نبرده باشند.

با تشکر-ذره بین  

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 18:40  توسط ذره بین  | 

شهاب بد رو بردم امیر کبیر اوردم!

ویژه امتحانات

اتل متل امتحان

دانشجوهای جوان

خبرهای تازه دارم از امتحان اوردم

فضا فضای بازه

امتحاناش چه نازه!!

از 20خبر اوردم ؟ نون و شکر رو خوردم

تو سالن امتحان

سکوت شده نقش جان

نه تقّی و صدایی

تمرکزهای عالی

شهاب که از بخت خوب

همسایه شد با  دارکوب

دارکوب صدا نداره

صدای پا نداره

یه خورده از بخت بد

مرمّت کرده ! بوق کرد

سکوت محض اوردم آقا دارکوب رو بردم

تق وتق و تق صدا میاد

صدای کارگرا  میاد

بیل و گلنگ و تیشه

دارکوب میره ؟نمیشه

دانشجوهای شهاب

قوی هستنداز این باب

شهاب بد رو بردم امیر کبیر اوردم!

ما بچه های امیر

امیر کوچیک یا کبیر

چونکه باهوش ماهستیم

دست دارکوب و بستیم

صدای بیل و گلنگ

یا توپ و تانک و تفنگ

اصلا صدا نداره

تمرکزت خرابه؟؟؟!!!!

این ها نشونه مرگه!!!

سرت پائین تو برگه!

این بحث ذره بینی برای دکه سرده

اما یادت بمونه اینها نشونه درده!!

به امید آن روز که  ذره بین  برای بزرگ کردن واقعیت ها هیچ ضعف کوچکی از شهاب پیدا نکند.و فقط خوبیها رو انعکاس کند.

ذره بین امتحانات خوش و آرامی را برای شما آرزو مند است.

 تشکر از دانشجویانی که این فایل را برای ما ارسال کرده اند.ذره بین منتظر نکته نظرات شما می باشد. منتظرتان هستیم .منتظرمان باشید.

دوستدارشما-ذره بین

این هم شکار ذره بین از ایام امتحانات در ژاپنه که معلومه چشم آقای سعادتمندان رو دور دیده!!!!!!!!!!!

 

 

 

تقلب

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 12:21  توسط ذره بین  | 

موسسه آموزش عالی شهاب دانش که یکی از قوی ترین موسسات آموزش عالی غیر انتفاعی در سطح کشور بود چندی است در صدد ارتقای درجه به دانشکده می باشدو برای رسیدن به این مهم از هیچ تلاشی هم دریغ نمی کند البته ما نمی دانیم هدف اصلی از این فعالیتها برای ارتقای درجه موسسه واقعا رشد تحصیلی و تبدیل جامعه به یک جامعه تحصیل کرده است یا؟؟؟

بگذریم

حالا برای نمونه چند مورد از فعالیت های این موسسه را در زیر بیان می کنیم.

۱- تخریب سالن نمایش و ساخت کارگاه های درسی(که معمولا در ترم های گذشته تنها کاربردی که این سالن داشت استفاده به عنوان سالن امتحانات)

۲-انتقال نمازخانه از مکان قبلی (که اکنون تبدیل به کارگاه شده) به چادری در انتهای حیاط و سپس مکانی واقع در پشت موسسه پویش (و با توجه به سرعت دور شدن نمازخانه از موسسه احتمالا تا هفته ی آینده برای اقامه ی نماز باید رفت  شاه جمال و یا حرم ؟؟؟) 

۳- استفاده از حیات دبستان واقع در پشت موسسه به عنوان مکان برگزاری کلاس های تربیت بدنی (که این حرکت علاوه بر اینکه برای دانشجویان فضایی شاداب تر ایجاد می کند برای دانش آموزان دبستان مذکور نیز می تواند مفید باشد چرا که از تجربیات دانشجویان این موسسه استفاده کنند و در شناخت و ارتقای استعدادهای خود فعال تر شوند)

و ...!؟

تازم به ذکر است اینکه محیط دانشکده ها و دانشگاه ها یک محیط فرهنگی آموزشی می باشد جمله ای است قدیمی و شعاری (مانند باشگاه فرهنگی ورزشی پیروزی؟؟؟) که فقط در مرحله طرح و صحبت در این موسسه هم باقی مانده است (دعای ذربین این است که خدایا عاقبت دانشکده فرهنگی آموزشی شهاب دانش را مانند باشگاه فرهنگی ورزشی پیروزی قرار مده)

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آذر 1390ساعت 14:54  توسط ذره بین  | 

استعفا یا اخراج...

 چند روزیه تو برد آموزش ، دو تا نامه توجه همه رو جلب کرده.

دو تا نامه که حاوی استعفا و انتصاب هستند که به شرح زیر است:

نامه اول:

جناب آقای دکتر علیرضا صداقتی

با سلام

بدین وسیله با استعفای شما از سمت مدیریت تحصیلات تکمیلی موسسه موافقت می شود. از زحمات سال گذشته شما در پایه گذاری تحصیلات تکمیلی در این موسسه صمیمانه سپاسگذارم.

 

نامه دوم:

جناب آقای دکتر حسن طاهری

با سلام و احترام

ضمن تشکر از قبول زحمت ، بدین وسیله به سمت مدیر تحصیلات تکمیلی این موسسه منصوب می شوید.

امید است با توجه به تجربیات گرانقدر در دانشگاه های معتبر ، بتوانید تحصیلات تکمیلی این موسسه را به یک مجموعه پیشرو در بین موسسات مشابه تبدیل نمایید .

از خداوند متعال بر ایتان آرزوی توفیق دارم.

 

وقتی خوب به متن نامه خرد میشیم ، می بینیم تو متن نامه اول با زور یه سلام دادن و برای اینکه متن نامه تبرک بشه یه تشکر خشک و خالی شده اما وقتی روی صحبت با نامه دوم شروع میشه با سلام و احترام شروع میکنه و یاداور میکنه " امید است با توجه به تجربیات گرانقدر در دانشگاه های معتبر ، بتوانید تحصیلات تکمیلی این موسسه را به یک مجموعه پیشرو در بین موسسات مشابه تبدیل نمایید ."

یعنی دکتر صداقتی یه قدم کوچیک هم این موسسه را به یک مجموعه پیشرو حداقل مایل نکرده....؟

بهتر نبود نوشته می شد" امید است بااهتمام و تلاش ، شما نیزبتوانید تحصیلات تکمیلی این موسسه را درجهت مجموعه ای  پیشرو در بین موسسات مشابه  یاری کنید ."

یا یه چیز تو این مایه ها...

ولی نکته بینی ذره بین به همین جا ختم نمیشه!!! وقتی به سر برگ نامه ها نگاه می کنی متوجه میشی نامه ی انتصاب (دوم) باشماره 101 ثبت شده و نامه استعفا (اول) با شماره 102 ثبت شده ، و این یعنی انتصاب یک مدیر جدید و بعد استعفای مدیر قبلی .......!!!

دبیر خونه حواست را جمع کن اینجوری آبروی کسی  نره !!که دانشجوها فکر کنند رفتن دکتر صداقتی یعنی اخراج نه استعفا....

 

 

 

 

 

 

ذره بین تشکر ویژه ای از دکتر صداقتی بابت زحمات بی دریغ او ، جهت پایه ریزی تحصیلات تکمیلی موسسه دارد  و  آرزوی موفقیت  دکتر طاهری را درپیشبرد  تحصیلات تکمیلی از خداوند منان خواستار است.

با تشکر از دانشجویانی که این فایل  را برای ذره بین ارسال نموده اند.

 

نویسنده : ذربین 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آبان 1390ساعت 20:5  توسط ذره بین  |